به آکادمی حورایی؛ خوش آمدید...

چرا برخی از فرزندان پرتوقع اند؟ (بخش اول)

خواندن این مطلب

6 دقیقه

زمان میبرد!

چرا برخی از فرزندان پرتوقع اند؟ (بخش اول)

شاید شما هم از آن دسته والدینی باشید که فرزندتان پر‎توقع است.با خود می‎گویید چرا بچه من این‎قدر نمک‎نشناس و ناسپاس است  و هرکاری برایش می‎کنم اصلاً به چشمش نمی‎آید و انتظار بهتر و بیشتری دارد.گاهی هم از این تعجب می کنید که فرزند یکی از اطرافیانتان بسیار کم‎توقع است و بابت کوچکترین محبتی از جانب پدر و مادر، بسیار قدردان و سپاسگزار است.تعجب شما وقتی بیشتر می‎شود که می‎بینید نسبت به پدر و مادرهای دیگر، بیشتر برای فرزندتان خرج می‎کنید، وقت می‎گذارید، محبت می‎کنید و همچنین بیشتر مراعات حالش را می کنید اما به‎جای آنکه قدردانی و سپاسگزاری‎اش بیشتر شود ناسپاسی‎اش بیشتر می‎گردد!براستی چرا برخی از فرزندان پرتوقع‎اند و ریشه این پرتوقعی و زیاده‎خواهی و ناسپاسی چیست؟ قبل از هر چیز باید به خود یادآور شویم که هیچ نوزادی پرتوقع و ناسپاس به دنیا نمی‎آید و اگر امروز با کودک، نوجوان یا جوان پرتوقعی مواجه شده‎ایم این محصول تربیت نادرست و رفتار ناهنجار خود والدین است.در حقیقت فرزندان محصول رفتار و تربیت پدر و مادر خویش هستند. اما سوال اصلی اینجاست که چه رفتاری از والدین، منجر به تربیت و پرورش یک کودک پرتوقع می شود؟اگرچه ممکن است پرتوقعی فرزندان دلایل متعدد و متفاوتی داشته باشد که در اینجا به چند علت بسیار مهم اشاره می‎کنیم.
1)پرتوقعی والدین:
بیشترین عامل پرتوقعی فرزندان، قطعاً پرتوقعی والدین ا ست.کودکان بامشاهده رفتار والدین خود پرتوقعی را می‎آموزند و الگو می‎گیرند.پدری را در نظر بگیرید که هنگام صرف غذایی که همسرش تدارک دیده، غُر می‎زند و ایراد می‎گیرد و یا دست کم بدون هیچ سپاس و تشکری، می‎خورد و می‎رود و یا مادری را فرض کنید که با مشاهده آنچه که شوهرش از سوپر و میوه فروشی محل خریده، خُرده و ایراد می‎گیرد که این چه میوه‎ای است که خریده‎ای و ….روشن است که اینها غیرمستقیم به کودک خود الگوی پرتوقعی و ناسپاسی ارائه می‎دهند.
و یا تصور کنید شما منزل خود را تازه عوض کرده اید، یکی از بستگان شما به منزلتان آمده و به عنوان چشم روشنی هدیه ای می آورد تا منزل نو را تبریک بگوید.پس از اینکه مهمان می رود، شما در حضور فرزندتان ، هدیه را باز می‎کنید و می بینید بر ای شما یک دست لیوان آورده اند که چندان قیمتی ندارد.پدر می گوید: «این چه چیزی است که آورده اند؟ خجالت نکشیده اند؟ این خیلی قیمت داشته باشد پنج هزار تومان.» مادر می گوید:« ما پارسال برای عروسی دخترشان یک میوه خوری کریستال بردیم، چهل هزار تومان قیمت داشت.» و کودک همه اینها را می بیند، می شنود، به خاطر می سپارد و الگو می گیرد. آنچه بدیهی و روشن است این که اعتبار و احترام پدر و مادر نزد این فرزند کم می‎شود. به خود جرأت می‎دهد به پدرش خرده بگیرد و به مادرش تندی کند و از همه مهم‎تر اینکه ناسپاسی  و پر توقعی را می آموزد. اگر برایش شلوار خوبی بخرید می‎گوید این چیه خریدید؟ چرا مارک دار نیست؟ چرا پیراهن نخریدید؟ اگر برایش دوچرخه بخرید، می‎گوید چرا دوچرخه بهتر نخریدید و اصلا من موتور می‎خواهم. یادتان باشد تا والدین ممنون و قدردان یکدیگر نباشند و تا توقع و انتظار را در خود نکشند پرتوقعی فرزند اصلاح نمی شود. اگر می‎خواهید فرزندانتان ممنون شما باشند و زحمات و محبت های شما به چشمشان بیاید، از محبت های دیگران هرچند ناچیز و اندک، بسیار تشکر و قدرشناسی کنید.
2-محبت ها و حمایت های افراطی و نابجا:
بی تردید باید به فرزندان محبت کرد و شما نقش یک والد حامی را باید بازی کنید. اما باید بسیار مراقب باشیم که این محبت ها و حمایت ها، افراطی و نابجا نباشد. به عنوان مثال آنها باید یاد بگیرند کارهای شخصی شان را خود انجام دهند. و در خانه مسئولیت هایی را قبول کنند و به عهده بگیرند. اما گاهی والدین از سر دلسوزی و محبت!! بچه ها را بی مسئولیت بار می آورند و کارهای شخصی بچه ها را نیز خود انجام می دهند. پدر به فرزندش می‎گوید:« برو نان بخر» مادر می گوید:«نه هوا سرد است، بچه ام سرما می‎خورد.بچه ام خسته است. گناه دارد! خودم می روم!!» گاهی هم والدین به این جهت که پسرم یا دخترم، درس و کنکور دارد کوچکترین مسئولیتی به او نمی دهند و حتی سینی آب و غذا و آبمیوه برای فرزندشان می برند و می‎آورند. روشن است که چنین حمایت‎ها و محبت‎های بی جا و افراطی، اولاً اعتماد به‎نفس بچه ها را تخریب می کند وآنها را وابسته بار می‎آورد، ثانیا آرام آرام، این انتظار و توقع برایشان ایجاد می شود که دیگران کارهای آنها را انجام دهند و حال تصور کنید چنین دختری یا پسری در آینده عروس یا داماد شود و مسئولیت یک زندگی را برعهده بگیرد. ما هرگز نمی‎گوییم ملاحظه خستگی و درس و مشق بچه ها را نکنید، بلکه می‎گوییم انجام یک ساعته کارهای شخصی و برخی مسئولیت‎های خانه هرگز آسیبی به سلامت جسم و روح و تحصیل او نمی‎زند. کودکی که مادرش اسباب بازی هایش را جمع می کند و اتاقش را مرتب می‎کند، به تدریج بی مسئولیت و البته تنبل و پرتوقع می شود. از همان دوران کودکی به فرزندتان مسئولیت بدهید و آنها را در انجام کارهای شخصی و مسئولیتشان، تشویق و تحسین کنید. بیشتر نظارت کنید تا حمایت. یادتان باشد ممکن است شما با کمال میل بخواهید کارهای او را انجام دهید، ولی بعد ها در زندگی مشترک این وابستگی و پرتوقعی به او و دیگری لطمه و آسیب جدی وارد کند.
3- پاداش های بی جا:
همان طور که می دانید تشویق کردن و پاداش دادن یک رفتار مثبت در تربیت است. ما برای اینکه یک رفتار و حرکت مثبت را در کودک یا نوجوان خود تقویت کنیم، باید اورا تشویق کنیم و به او پاداش بدهیم، اما در پاداش دادن باید به چند نکته توجه داشت. اول اینکه پاداش ها باید متناسب با عملکرد و اندازه رفتار فرزند باشد. اگر پاداش با رفتار همخوانی نداشته باشد به پرتوقعی بچه‎ها منجر می‎شود. مثلا می‎گویید اگر غذایت را بخوری به شهر بازی می رویم و هرچه خواستی می‎توانی سوار شوی و استفاده کنی، یا اینکه در ریاضی نمره خوبی بگیری برایت کامپیوتر شخصی می خرم و … این پاداش های بزرگ که تناسبی با کار فرزند ندارد او را پر توقع بار می‎آورد. دوم اینکه پاداشها باید متنوع باشد. مثلاً برای پاداش به کودک همیشه برایش خوراکی نخرید. گاهی پاداش می‎تواند رفتن به مهمانی باشد. گاهی بازی کردن با او و گاهی هم خوراکی یا اسباب بازی. اگر پاداش ها همیشه پول یا خرید یک وسیله و یا بیشتر از آنچه باید باشد مدام باید قیمت را بالا ببرید و خرید سنگین تری انجام دهید، چرا که توقع او روز به روز بالاتر می رود و به کم راضی و خرسند نمی شود.
4- معاشرت با افراد و خانواده‎های سطح بالا:
مجاورت‎ها و معاشرت‎ها روی ذائقه روانی انسان اثر می گذارد و انسان در هر سن و سالی از مجاورت‎ها و ارتباطات جدی و پر رنگش تاثیر می پذیرد اگر با خانواده‎هایی رفت و آمد کنیم که از لحاظ رفاهی و درآمد هم سطح و بلکه پایین‎تر از شما باشند روحیه شکر و سپاس در شما و خانواده‎تان تقویت می شود و احساس رضایت مندی بیشتری می‎کنید، اما اگر با خانواده‎ها و افراد مرفه‎تر از خودتان معاشرت کنید ناخودآگاه انتظار و توقع فرزندتان بیشتر می‎شود و احساس رضایت کمتری می‎کند و از وضعیت و امکانات فعلی خود بیشتر گله می‎کند . بنا براین مراقب باشید که با چه کسانی معاشرت می‎کنید . در واقع شما به عنوان پدر و مادر با نوع مدیریتی که در روابط خانوادگی دارید می‎توانید زمینه رضایت‎مندی و سپاسگزاری و یا پر توقعی و نا سپاسی را در فرزندتان فراهم کنید .

دیدگاه کاربـــران
فاقد دیدگاه
دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است. اولین دیدگاه را شما بنویسید.
ثبت دیدگاه